خبرگزاري ميراث فرهنگي - گردشگري - در اين چند دههي گذشته دانستهايم كه سفر در ايام نوروز يك امر كاملا عادي است، اما اگر بخواهيم بدانيم پيشينه سفرهاي نوروزي به چه زماني برميگردد، احتمالا نيازمند بررسي بيشتري هستيم.
پديد آمدن شهرها و گسترش آنها، به وجود آمدن راهها و جادهها و مهاجرت نسلهاي جديد به شهرهاي بزرگ و درنتيجه دورشدن از موطن اصلي، يكي از مهمترين دلايل سفر براي بازگشت و ديدار از نسلهاي قديمتر است كه هر ساله در ايام تعطيل و بهخصوص نوروز شاهدش هستيم.
از طرفي ديد و بازديد در ايام نوروز از باورها و اعتقادات ويژه ايرانيان و يكي از دلمشغوليهاي شيرين آنان بوده و هست. احتمالا قبلا اين ديد و بازديدهاي اقوام ايراني فقط در محدودهي جغرافيايي يك ايل در ميان عشاير، يك روستا در ميان روستائيان، و يا يك شهر كوچك در ميان شهرنشينان، در سالهاي نهچندان دور بوده كه امروزه به مسافرت به مسافتهاي طولانيتر تبديل شده است.
هنوز هم اگر در روزهاي اول نوروز به روستاها برويم، خانوادههايي را ميبينيم كه لباس نو به تن كرده، پياده يا سواره از يك روستا به روستاي ديگر براي ديدار از اقوامشان ميروند و اين احتمال هم وجود دارد كه شبماني داشته باشند و مدت اقامتشان به 24 ساعت هم بكشد. به اين ترتيب بنا به تعريف در دنياي گردشگري، گردشگر تلقي شوند.
ديگر اينكه از ديرزمان و آنطوري كه از متون قديمي و سفرنامهها برميآيد ايرانيان همواره به اماكن مقدس و مكانهاي زيارتي سفر ميكردهاند و اين امر در آخر هفتهها، ايام تعطيل، مناسبتها، اعياد ملي و مذهبي و البته نوروز، رونق بيشتري مييافته است. اين سنت هنوز هم با قوت تمام ديده ميشود، چنانكه وجود كاروانسراهاي قديمي، مهمانسراها و محل اسكان براي اقامت زائران در بسياري از اماكن زيارتي، شاهد اين ادعاست. ميتوان در همين ايام نوروز به شهرهاي مشهد و قم رفت و شاهد حضور ايرانيان از همهجاي ايران در اماكن مقدس موجود در اين شهرها بود، يا اينكه ميتوان به امامزاده عبدالله آمل، امامزاده سلطانابراهيم منطقه ايذه استان خوزستان، يا به روستاي «كوسه هجيج» در ارتفاعات اورامان رفت و باور كرد كه اين رسم زيارت و بازديد از اماكن مقدس در ايام نوروزي چه قدمتي دارد و چگونه در عمق وجود ايرانيان ريشه گرفته است. اين مورد را در صنعت گردشگري ميتوان به گردشگري زيارتي و ديدار از اكامن مقدس ربط داد. جالب اينكه هم گردشگري زيارتي و هم توجه به اماكن و بناهاي مقدس از عمدهترين موضوعات گردشگري و ميراث فرهنگي محسوب ميشوند.
موضوع ديگري كه ميتوان به آن اشاره كرد، از خانه بيرون رفتن ايرانيها در روز بهخصوص سيزدهم فروردين، معروف به «سيزده به در» است. كمتر فرد ايراني را ميتوان سراغ گرفت كه در اين روز در خانه بماند و خود را به دل طبيعت نسپارد و با خوردنيها و بازيها و شاديهاي همگاني خود را سرگرم نكند. در سالهاي اخير، شاهد هستيم كه مردم براي گذراندن اين روز در طبيعت، از چند روز قبل يا از صبح زود همان روز به شهر ديگري سفر ميكنند و به نظر ميرسد كه در ايام قديميتر هم با توجه به امكانات آن زمانها، اين نوع از گلگشت و گردش وجود داشته است. جعفر شهري در كتاب تهران قديم از جغرافياي «سيزده به در» يا محلهاي «سيزده به در» تهران، سخن گفته است: بيرون دروازهي دولت زير سايه درختهاي باغ صنيعالدوله و كنار نهرهاي منشعب از آن و باغاتي كه از آن مشروب ميشدند، بيرون دروازه شميران و سايهي درختهاي اقاقيا و زبان گنجشك آن تا باغ صبا و بالاتر، بيرون دروازهي دوشان تپه تا خود دوشان تپه و سليمانيه و باغ وثوقالدوله، بيرون دروازه دولاب...، بيرون دروازه خراسان...، بيرون دروازه شاه عبدالعظيم...
ميبينيم كه تهرانيها در روز سيزدهم فروردين از دروازههاي شهر خارج ميشدند و به نوعي يك سفر را تجربه ميكردند.
موضوع ديگري كه آن را كم و بيش ميتوان به سنت سفر در نوروز مرتبط دانست، فصل خوب سفر در ايران است كه همزمان با بهار آغاز ميشود و اين خود با توجه به تعطيلات نوروزي انگيزه خوبي براي سفر ايرانيان بوده و هست. پيشترها نوروز وقت استراحت كشاورزان بود و اينروزها تعطيلي مدارس و ادارهها، و هر دو امكان سفر را مهيا ميكردند و ميكنند.
آرش نورآقايي