خبرگزاري ميراث فرهنگي- گردشگري- مدتها بود كه ميخواستم به اصفهان سفر كنم؛ در آرزوي حال و هواي ميدان نقشجهان، ديدن عاليقاپو و رنگ آبي مسجد شيخ لطفالله، پارچههاي قلمكار و صداي قلمزني بودم ولي مشغلهي كاري اجازه نميداد، در نهايت تصميم گرفتم سفر را فشرده و يك روزه انجام بدهم؛ غيرممكن به نظر ميرسيد ولي انجام شد.
براي آن كه اتلاف وقت نداشته باشم از مسجد جامع شروع كردم، ديدن مسجد و قسمتهاي زيباي آن شروع خوبي براي سفر به گذشته و تماشاي كار معماران و هنرمندان زبردست قديم بود. از مسجد جامع بيرون آمدم و از راه بازار نه چندان با عجله به سمت ميدان نقش جهان رفتم. به سردر قيصريه رسيدم و از تاريكي به روشنايي وارد شدم. بعد از آن به مسجد شيخ لطفالله رفتم. با عبور از راهرو و ورود به فضاي آبي رنگ، از دنياي بيروني خارج شدم، هيچ فکري در ذهنم نبود.
با حال خوبي از همان راه بازگشتم، از در مسجد بيرون آمدم و نگاهم به كاخ صفوي عاليقاپو بود اما ساختمان عظيمي كه به فاصله كمي از ميدان ديده ميشد باعث شكسته شدن ديد و برهم زدن ذهنم شد. چشمم از "نقش جهان" به "جهان نما" در حرکت بود و فکرم از معمار به مهندس.
در همين حال به مسجد جامع عباسي رسيده بودم و به اين فکر ميکردم که انديشه و فلسفه معماران در پس اين بناها و تزييناتشان نمايان است. معمار اين مسجد تا آنجا پيش رفته كه به نشانهي فروتني و به قصد آن كه نشان دهد آفرينش بينقص از آن خدواند است، تفاوتي در دو گلدان نهاده است تا تقارن دو سمت ورودي كامل نباشد. از همان نقطه نگاهي به كاخ عاليقاپو انداختم. بنايي كه از هر طرف نگاه كني تعداد طبقات آن متفاوت به نظر ميرسد و ظرافت و نقش و نگارش، جلوه خاصي بدان بخشيده و آواي موسيقي نواخته شده در گذشته را همچنان ميتوان شنيد.
از يك طرف به ظرافتها و ريزهكاريهاي اين بناهاي عظيم و زيبا فكر ميكردم و به معماراني كه آنها را ايجاد كردهاند و از طرف ديگر به ساختمانسازي مدرن و تأثير و شكستي كه در فضاي كهن و باارزش بر جاي گذاشته است.
رفتن به عاليقاپو با اين ذهنيت باعث آزار ميشد، پس وارد نشدم و گذشتم. بهتر بود برج را از نزديك ببينم و بعد از آن قضاوت كنم. از ميدان بيرون آمدم. وارد دنياي مدرن شده و پيش رفتم تا به برج جهاننما رسيدم. ساختمان وسيع و بلندي كه با نماي آجري سعي شده تضاد آن با بناهاي كهن كمتر به نظر برسد اما تأثير ساختار بيش از آن است كه در پسِ نما پنهان شود.
از خودم پرسيدم: انديشهي طراح در کدام طبقه نقش بسته؟ "جهاننما" با اين ارتفاع و وسعت در کنار "نقش جهان" به دنبال چيست؟ برتري، نظارت يا ابهت؟ پاسخ اين سؤالات را نيافتم ولي يک چيز مُسلّم است و آن لزوم رعايت و احترام بزرگتر است. بزرگان حريم و حرمتي دارند که بايد حفظ شود و اگر غير از اين باشد بزرگي باقي نخواهد ماند. و در پي اين آزرده شدن و آسيب رساندن، چهرهي خانه نيز تغيير خواهد کرد و ديگر کسي خانه و صاحب خانه را نخواهد شناخت