براساس اطلاعات سازمان بینالمللی کار بیش از 8 درصد کل شاغلین جهان در صنعت گردشگری به فعالیت مشغول هستند و پیشبینیهای سازمان جهانی جهانگردی حاکی از آن است که متوسط رشد این صنعت طی دهه نخست قرن بیست و یکم دو برابر متوسط رشد اقتصاد جهانی است و این یعنی آیندهای روشن برای صنعتی که کشور ما دارای پتانسیلهای قابل توجهی در آن است. زیرا چنین گفته میشود که ایران از جمله ده کشور دارای بیشترین جاذبههای گردشگری در سراسر جهان است و مردم ما در طی قرون و اعصار به میهمان نوازی در نزد گردشگران شهره آفاق بودهاند. از این رو بنظر میرسد توجه و مدیریت شایسته آن بتواند به تحولی جدی در این بخش اقتصادی کشور منجر شود. با این همه همین توجه و مدیریت امور مربوط به صنعت گردشگری آن هنگام معنی مییابد که نخست شناخت درستی از این صنعت، محصولات و قانونمندیهای آن وجود داشته باشد. مقاله حاضر حسب توفیق و ریزبینی ملازم مطالعات علمی تنها بر ویژگیهای خاص محصولات صنعت گردشگری متمرکز است.
اینک نخست به معرفی این ویژگیها و آنگاه به استلزاماتی که این ویژگیها برای مدیریت گردشگری یک مقصد بدنبال دارند خواهیم پرداخت.
ویژگیهای خاص محصولات گردشگری
شاید یکی از مهمترین ویژگیهای محصولات صنعت گردشگری آن است که اغلب محصولات این صنعت از جنس خدمات هستند. البته در صنعت گردشگری محصولاتی دارای جنبههای فیزیکی و مادی کم نیستند. سوغات ، هدایا و صنایع دستی از جمله محصولات دارای بعد فیزیکی مرتبط با این صنعت به شمار میروند، ولی استفاده از صندلی هواپیما، اقامت در اتاق یک هتل، همراهی یک راهنما در بازدید از یک جاذبه گردشگری یا حتی سواری در یک قایق در قایقرانی در آبهای خروشان محصولاتی هستند که از جنس خدمات به شمار میروند.
محصولات صنعت گردشگری پیش از سفر قابل آزمودن نیستند. وقتی قصد خرید خودرویی دارید آن را از نزدیک مشاهده میکنید. پشت فرمان آن مینشینید شاید حتی دوری هم با آن بزنید، در واقع شما محصول را پیش از خریدن آزمودهاید. همانطور که به هنگام خرید لباسی جنس آن را میآزمایید و شاید آن را پرو هم بکنید. اما در خصوص عمده محصولات صنعت گردشگری این موضوع مصداق نمییابد. شما تنها آن هنگام لذت تماشای غروب آفتاب در کنار کشتی یونانی در جزیره کیش را خواهید دانست که به این جزیره سفر کرده باشید و شما تنها آن هنگام احساس غرور و عظمت یادمانی چون تخت جمشید را در مییابید که واقعا آنجا حضور یافته باشید و مگر میشود روحانیت و فضای معنوی طواف خانه دوست را در مسجد الحرام جز در همراهی جماعت طواف کننده جستجو کرد؟
عمده محصولات صنعت گردشگری قابلیت انبار کردن ندارند. وقتی یک صندلی در یک پرواز خالی مانده است و بلیط آن بفروش نرفته درآمد انتظاری آن دیگر از دست رفته و باز نمیگردد. وقتی میزی در یک رستوران خالی میماند و وقتی اتاقی در هتل خالی مانده است چه میتوان کرد؟ بنابراین محصول صنعت گردشگری بر خلاف محصولات فیزیکی که میتوان آنها را به هنگام رکود انبار کرد و به هنگام تقاضا به بازار عرضه داشت قابل انبار کردن نیستند و در آن، مصرف میشوند.
در کنار این مسئله باید گفت که در خصوص بسیاری از محصولات صنعت گردشگری با موضوع غیر بازاری بودن آنها مواجه هستیم. به این معنا که بازاری برای مبادله منافع حاصل از این محصولات و پرداخت بهای بهرهبرداری از آنها از سوی گردشگران وجود ندارد. به بیان روشنتر وقتی محصولی که در صنعت عرضه میشود فرم کالایی دارد دریافت وجه از مصرف کننده بسیار ساده است. خریدار بابت خرید اتوموبیل بهای آن را پرداخت میکند، حتی گاه وقتی خدمتی را عرضه میداریم دریافت وجه بابت آن مشکل نیست؛ مسافر بابت اقامت در هتل بهای اجاره تخت را پرداخت میکند. اما آن هنگام که در خصوص یک محصول، به بیان اقتصاد بخش عمومی سواری مجانی وجود دارد مسئله متفاوت است.
گردشگری که برای بازدید در پاریس بسر میبرد بابت بازدید از موزه لوور وجهی را پرداخت میکند اما آیا از او مبلغی هم بابت قدم زدن در خیابان شانزهلیزه اخذ میشود. آیا گردشگری که اصفهان را به عنوان مقصد خود انتخاب کرده و بابت غذا، اقامت، حمل و نقل و ورودیه باغ موزه چهلستون وجه پرداخته است بابت قدم زدن در چهار باغ یا در حاشیه زاینده رود هم مبلغی را پرداخت میکند. آیا گردشگر اروپایی یا آسیای شرقی ما مبلغی را بابت گذر از بافت قدیمی شهر ما یا قدم زدن روی سی و سه پل و یا نشستن بر پلههای پل خواجو شاهکار معماری عصر صفوی و تماشای گذر آب و فرو رفتن در خود میپردازد. آیا گردشگر آلمانی که برای تماشای ماه کامل در کویر به کرمان سفر کرده است بابت این لذت وصف نشدنی که کسب میکند مبلغی را میپردازد. مثالها در این خصوص از شمار بیرون است.
محصولات صنعت گردشگری در یک زنجیره چنان به هم تنیدهاند که این صنعت را صنعتی چتری میخوانند. از این رو هرگونه نقصان در عرضه یک بخش نه فقط کسب و کار مربوطه را دچار مشکل میسازد بلکه کل صنعت را تحت تأثیر قرار میدهد. به عنوان مثال اگر یک مقصد گردشگری از جاذبههای مناسبی برای بازدید برخوردار باشد، لیکن امکانات اقامتی در آن مقصد به خوبی تدارک نشده باشد دلیلی وجود ندارد که تقاضای سفر به این مقصد به حدودی که شایسته جاذبههای آن است نزدیک شود، درست همانند چتری که سوراخ بودن بخشی از آن این چتر را بی خاصیت میسازد.
محصولات صنعت گردشگری قابل بهرهبرداری دوگانه هستند. به این معنی که این محصولات تنها مورد استفاده گردشگران قرار نمیگیرد، بلکه مردمان سرزمین مقصد نیز از بسیاری محصولات عرضه شده این صنعت بهرهمند میشوند. در نظر بگیرید که منافع حاصل از تأمین امنیت، اسباب مناسب حمل و نقل یا تأسیس رستورانها و مراکز تفریحی و بهسازی محیطی جاذبههای گردشگری یک مقصد تنها نصیب گردشگران نمیشود، بلکه مردمان محلی نیز میتوانند مشمول استفاده از این محصولات گردند.
چنانچه ذکر گردید محصولات صنعت گردشگری را جز با سفر نمیتوان تجربه نمود. این مهم سبب میشود که در واقع متقاضی محصولات هزینه حمل و نقل را بپردازد در حالی که در خصوص محصولات سایر بخشهای اقتصادی این هزینه عمدتا در هزینه تمام شده محصول به بازار عرضه شده میآید.
بر خلاف عمده محصولات و کالاهای تولیدی در صنایع مختلف موج سوم که بر ویژگی سری سازی و تولید انبوه بنا نهاده شدهاند، اساس محصولات صنعت گردشگری بر تمایز استوار است. مقاصد گردشگری در پی آن نیستند که خود را و محصولاتی که عرضه میکنند را نظیر جایی دیگر و همواره یکسان و مشابه عرضه کنند، اینجا همگنی محصولات الزاما یک عنصر سودمند تلقی نمیشود.
توجه به این نکته ضروری است که آنچه اینجا برشمرده میشود بیانگر تمامی ویژگیهای این صنعت نیست بلکه تنها آن گروه از ویژگیها را شامل است که به طور مشخص به محصولات صنعت گردشگری ارتباط مییابد. اینک باید دید ویژگیهای ذکر شده برای محصولات چه استلزاماتی برای مقاصد گردشگری ایجاد میکند و به چه نکاتی در این زمینه باید توجه نمود.
الزامات ناشی از ویژگیهای محصولات گردشگری
اینکه عمده محصولات صنعت گردشگری از جنس خدمات است، نتایج جدیای بدنبال دارند. درواقع خدمات دارای چهار ویژگی اصلی هستند. آنها نامحسوس هستند، تفکیک ناپذیرند، تغییرپذیر هستند و سرانجام فناپذیرند. برخی این ویژگیها را البته جداگانه هم ذکر کردهایم، اما حال ببینیم مجموعه استلزاماتی که بدنبال آن برای مقصد و صنعت گردشگری حاکم خواهند بود چیست؟
نامحسوس بودن محصولات بدان معنا بود که نمیتوان آنها را پیش از خرید دید یا لمس کرد. مسافران هواپیما بلیط پروازی خریداری کردهاند و قولی مساعد مبنی بر سالم رسیدن به مقصد بدانها داده شده است. تجربه سفر با هواپیما و آن پروازی که بلیط آن را خریدهایم اما چیز دیگری است. در بسیاری موارد عرضه کنندگان خدمات میکوشند تا جنبههایی محسوس به محصول خود بدهند. از همین رو است که شرکت هواپیمایی میکوشد با بیان کیفیت هواپیماهای خود، پوشش و ظاهر میهماندارانش و پذیراییای که در طول پرواز انجام خواهد شد جنبههای ملموستری به محصول نامحسوسی که عرضه میکند یعنی خدمات حمل و نقل هوایی اضافه کند.
در بیان موضوع تفکیکناپذیری میتوان گفت کالاها ابتدا تولید میشوند، آنگاه انبار شده و از طریق کانالهای توزیع به فروش میرسند، در حالی که خدمات ابتدا فروخته میشوند، سپس تولید میشود و همزمان با مرحله تولید به فروش میرسند. متقاضی، پوشاک را پس از تولید و بازاررسانی خریداری میکند و سپس آن را پوشیده و مصرف میکند. در حالی که گردشگر ابتدا بلیط بازدید از یک جاذبه را خریداری میکند و خدمتی که به او عرضه میشود در واقع به هنگامی که عرضه میشود همزمان توسط او مصرف میشود. شما بلیط هواپیمایی را پیش از انجام سفر خریداری میکنید و خدمت مربوطه همزمان با عرضه از سوی شما مصرف میشود، سوار هواپیما میشوید و طی طریق انجام میدهید.
برای دریافت متن کامل مقاله روی فایل pdfزیر کلیک نمائید. |